من هیچ شأنی برای ترجمهٔ شعر قائل نیستم؛ گفت‌وگو با ضیا موحد

نزدیک شدن به دکتر ضیا موحد و گفت‌وگو با او، به‌خصوص با توجه به سن‌وسال و احوالی که این روزها دارد، کار آسانی نیست. اغراق نکرده‌ام اگر بگویم تمام وجودش شعر شده است، و طبیعی است که مثل هر شاعر دردآگاه و توانایی شیفتهٔ شعر خودش است. من هرچه می‌کوشیدم او را در مدار اصلی بحث، یعنی ترجمهٔ شعر، نگه دارم، باز مثل ستاره‌ای گریزان و پرفروغ، از مدار خارج می‌شد و برمی‌گشت به میدان پرجاذبهٔ شعرهای خودش و خاطرات و تجربه‌های شاعرانهٔ گذشته‌اش که همه الحق شنیدنی‌اند و باید در حافظهٔ تاریخ ادبی معاصر ایران ثبت شوند. به‌هرحال، ضیا این روزها بیش از هر چیزی شعر فارسی می‌خواند و می‌نویسد، هم شعر کلاسیک و هم شعر مدرن و بلکه پُست‌مدرن. غالب آنات زندگی‌اش شاعرانه است. چنان‌که خواهید دید، این گفت‌وگو را هم با شعر خودش آغاز کرده و به پایان برده است.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *