ترجمه کردن لاهیری و دیگران

چطور می‌شود به دنیای آدم‌‌‌‌های دیگر وارد شد؟ مهم‌ترین سؤال زندگی‌ام همین بوده، از نوجوانی، یعنی از وقتی چشم باز کردم و دیدم جهان پهناورتر از چیزی است که در کودکی خیال می‌کردم. در کتاب قصه‌ها و سریال‌ها و فیلم‌‌‌‌های محدود آن سال‌ها، آدم‌‌‌‌های دیگری را می‌دیدم که انگار از جهان‌‌‌‌های دیگری آمده بودند و دغدغه‌‌‌‌های دیگری داشتند. و شاید نه چندان آگاهانه به این نتیجه رسیدم که اگر زبان دیگری یاد بگیرم پا به جهان‌‌‌‌های دیگر می‌گذارم.

یادگیری زبان انگلیسی با کتاب‌‌‌‌های درسی شکست می‌خورد، تا اینکه یک کتاب خوش‌رنگ و لعاب آموزشی به نام استریم لاین جرقه‌ را زد؛ در نوار کاست همراهش، صدایی از بلندگوی فرودگاه به زبان انگلیسی به مسافران خوشامد می‌گفت. اولین بار که شنیدمش ناگاه خودم را مسافری دیدم که از دنیای محدودش، از چهاردیواری کوچکش، در‌آمده و پا به جهان تازه گذاشته. وقتی فکر می‌کردم که کم‌وبیش به سطحی مقبول از انگلیسی رسیده‌ام، دو قدم برداشتم. اول بنا کردم به دیوانه‌وار قصه خواندن به انگلیسی، چون جواب سؤالم را در ادبیات گرفته بودم. می‌دیدم در قصه‌هاست که می‌توان به جهان آدم‌ها نزدیک شد و دنیاهای دیگر را دید. و بعد، با جرقهٔ دیگری در روحم که تا سال‌ها‌‌‌‌ نمی‌دانستم از کجا زده شد، (گرچه حالا که فکرش را می کنم می‌بینم آشنایی با مجلهٔ مترجم در نوجوانی قطعاً نقش مهمی داشت،) با کمک لغت‌نامه‌ها بنا کردم به ترجمه کردن قصه‌ها. و سؤال تازه‌ای برایم پیش آمد. این شوق از کجا آمده.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *