طوفان؛ قصۀ اندوه دریا: نگاهی به ترجمه‌های فارسی طوفان

گفته‌اند که طوفان آخرین نمایشنامه‌‌ای است که از قلم سحرآفرین شکسپیر تراویده است. هان! بازی نغز روزگار را بنگر، وقتی‌که در ۱۶۲۳ مجموعه آثار نمایشی شکسپیر (بالغ‌بر سی‌وشش نمایشنامه) در یک مجلد تجمیع شد، گردآورندگان این مجموعه طوفان را در صدر آثار او نشاندند ــ به قول خواجۀ شیراز «ز قعر چاه برآمد و به اوج ماه رسید». به‌علاوه، گفته‌اند که طوفان در زمستان ۱۶۱۲-۱۶۱۳ در جشن‌های مقدم بر عروسی دختر شاه جیمز، یعنی عروسی الیزابت با کنت پالاتین بر صحنه آمد. همچنین گفته‌اند که شکسپیر در طوفان ذهن مخاطبان و معاصرانش (و شاید دوستدارانش در همۀ اعصار) را برای کناره‌گیری از فعالیت‌های هنری‌اش آماده کرد. مقصود قطعۀ زیر است که بر زبان «پراسپرو» جاری شده: «عصایم را خواهم شکست/ و آن را چندین گز در دل زمین خواهم نشاند/ و کتابم را در چنان ژرفایی غرقه خواهم کرد/ که هیچ لنگری تا کنون بدان نرسیده است» (پ۵، ص۱، س۵۴-۵۷). ازاین‌‌رو، شکسپیرپژوهان این قطعۀ طوفان را وداع او با صحنه دانسته‌اند.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *