آقای امامی بر گردن من حق بسیار دارند؛ گفتوگو با علی خزاعیفر
- منتشر شده در 17 آگوست 2026 |
متن زیر گفتوگوی مهناز مقدسی، عضو هیئتمدیره و دبیر انجمن صنفی ویراستاران با علی خزاعیفر است. این گفتوگو به مناسبت روز ویراستار و تقدیر از خدمات شادروان امامی در حوزهٔ ویرایش صورت گرفته است.
مقدسی: مجلهٔ مترجم در سال ۱۳۷۰ متولد شد و در بسیاری از شمارههای این مجله مقالاتی از آقای امامی منتشر شده است. دربارۀ همکاری آقای امامی با مترجم بگویید.
خزاعیفر: آشنایی من با آقای امامی از مجلهٔ مترجم شروع شد. قبلاز شرح این آشنایی لازم است نکتهای را توضیح بدهم تا هم میزان لطف ایشان به مترجم و میزان ارادت من به ایشان معلوم شود. اولین شمارهٔ مترجم را که منتشر کردیم خیلیها فکر نمیکردند که این مجله دوام پیدا کند. حتی یکی از دوستان با نگرانی پرسید که برای شمارهٔ دوم هم حرفی برای گفتن دارید. خیلی از بزرگان که برای همکاری سراغشان میرفتم جواب منفی میدادند. یکی گفت پول میگیرم. یکی گفت چند شماره که درآمد بیایید سراغم. یکی گفت با نام خودم مطلب نمینویسم. البته بنده را هم کسی نمیشناخت و هنوز اثری به خامهٔ من ترجمه نشده بود و به زیور طبع آراسته نشده بود و شاید خود من هم که بودم به چشم تردید به مجله نگاه میکردم. آخر کسی که خودش مترجم نیست چه حرفی برای گفتن به مترجمان دارد؟ سالها طول کشید تا خودم هم به این اعتقاد رسیدم که حرف نامترجمان واجب است نشنیدن. خلاصه در این وضعیت بود که رفتم سراغ آقای امامی و ایشان بدون هیچگونه ادا و اصول پذیرفتند که ستونی تحت عنوان «کارگاه ترجمه» برای مترجم بنویسند. و این ستون همان اُستُن حنانه است که امروز در غیاب آن بزرگوار از آن ناله برمیخیزد. مطالبی که ایشان در این بخش مینوشتند در آن روزگاری که مترجم بیشتر بر آموزش ترجمه تمرکز داشت بسیار مفید و پرخواننده بود ولی حقیقتاً نام ایشان بود که ارزش بیشتری داشت چون به مجله اعتبار حرفهای بخشیده بود. در آن زمان مجله با تیراژ ۴۰۰۰ منتشر میشد که برای مجلهای تخصصی حیرتانگیز بود.




دیدگاهتان را بنویسید