شفیعی کدکنی در مقام مترجم

هر نویسندهٔ خلاق دست‌کم ترجمهٔ یک اثر خارجی، که باب‌طبع و پسندخاطر او باشد، به کشورش بدهکار است، تا از این رهگذر بر غنای ادبیات کشورش بیفزاید. «آندره ژید»

محمدرضا شفیعی کدکنی (ازاین‌پس کدکنی) از استادان بزرگ ادبیّات پارسی در زمانۀ ماست. دقت، پشتکار، و باریک­‌بینی او مثال­‌زدنی است. کدکنی منتقدی نکته‌سنج، مُصححی دقیق‌­النّظر، پژوهشگری ژرف‌اندیش، نظریه‌پردازی نوآور، و شاعری توانمند است. به تعبیر دکتر زرّین­‌کوب «حق آن است که کمتر دیده‌­ایم محقّقی راستین در شعر و شاعری هم پایه‌ای عالی احراز کند». افزون‌بر این‌ها، او در ترجمه نیز دستی دارد. دربارۀ وجوه مختلف کارنامۀ ادبی او، خاصّه شعر و شاعری، بیش‌وکم کتاب­‌ها و مقالاتی نوشته شده است، اما ترجمه­‌های او، تا آنجا که من می‌دانم، جز یکی دو مورد مابقی مغفول مانده­‌اند. جستار حاضر بر آن است که به معرفی کدکنیِ مترجم بپردازد. با نگاهی به سیاهۀ آثار کدکنی درمی‌یابیم که ترجمه از دل‌مشغولی­‌های روزگار جوانی و آغازینِ وی بوده است. نخستین ترجمه‌­­های او، به‌صورت کتاب و مقاله، در دهۀ پنجاه منتشر شد. کدکنی به گفتۀ خود دو زبان می­‌داند: عربی و انگلیسی، و از این دو زبان هم ترجمه می­‌کند. او عربی­‌دانی چیره‌­دست است و از کودکی با این زبان مأنوس بوده: «من از کودکی با زبان عربی آشنا شده‌­ام و حتی قبل‌از این­که فارسی را به درس بخوانم، عربی را به درس خوانده‌ام و در تمامی این عمر سی و شش هفت سال، مطالعاتم در زبان عربی، موازی با فارسی بوده است» (شعر معاصر عرب، ۲۰).

 


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *