گردش در زیر درخت‌‌های نخل (از ترجمه‌ناپذیری شعر)

از دید صرفاً ساختارگرایانه هیچ شعری ترجمه‌پذیر نیست، زیرا شعر بر مبنای فرم شکل می‌گیرد و محتوایش هم وابسته به فرم یا همان قالب است:‌ «خیزید و خز آرید که هنگام خزان است/ باد خنک از جانب خوارزم وزان است». این‌همه حرف خ، موسیقیِ حرکتِ برگِ خشک در باد! ضمن آنکه آن «خزان» هم بسا به دو معنی باشد! این آمیزۀ موسیقی و مفهوم از یک‌سو و آن دوپهلوگویی بازیگوشانه را چه‌طور می‌شود سالم به زبانی دیگر درآورد؟ بااین‌حال، جهانِ واقع در پیش این پرسش‌‌ در حصار صرف نظری متوقف نمی‌ماند. شاعرانِ بزرگِ ملت‌ها آوازه‌ای فراتر از مرز فرهنگ‌‌ها می‌یابند، بخشی از حاملان ادبیات جهانی می‌شوند و در حق آثارشان پرسش دیگری مطرح می‌‌شود و آن اینکه آیا عرصۀ ادبیات جهانی− اگر که اولویت در همه حال با قالب باشد − باید به روی شاعران بسته بماند؟ مقالۀ حاضر کوششی است در پاسخ به این پرسش.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.