ما و هوش مصنوعی

باید واقعیت را بپذیریم. هوش مصنوعی صرفاً ابزاری تازه از سنخ فرهنگ لغت یا نرم‌افزارهای کمکی ترجمه نیست، بلکه ماهیت کار ترجمه و نقش مترجم را به‌کلی تغییر داده یا تغییر خواهد داد. البته هوش مصنوعی دیگر قلمروهای ترجمه ازجمله آموزش ترجمه، نقد ترجمه و مطالعات ترجمه را هم بی‌نصیب نگذاشته و نخواهد گذاشت، گرچه برخی هنوز بی‌اعتنایی و انکار می‌کنند و به روی خود نمی‌آورند. شاید گفتنش غم‌انگیز باشد، اما باید با جهانی که مترجمان بزرگی چون عبدالله کوثری، عزت‌الله فولادوند، نجف دریابندری و محمد قاضی در آن کار می‌کردند خداحافظی کنیم؛ جهانی که در آن مترجم به طمع گنج، رنج می‌کشید و متنی «خلق» می‌کرد و خود را خالق آن متن می‌پنداشت. امروز هوش مصنوعی می‌تواند برای هر متنی پیش‌نویس ترجمه تولید کند و کار مترجم را از «خلق متن» به ویرایش تقلیل دهد. البته ویرایشگری و اصلاح خروجی هوش مصنوعی هم خود هنری است و در نهایت مترجم انسانی است که در زمینه‌هایی مانند لحن، سبک، اصطلاحات، شوخی‌ها، بافت فرهنگی و انتخاب‌های ظریف زبانی تصمیم می‌گیرد، اما مترجم، اگر با فن‌آوری سر ناسازگاری نداشته باشد، باید بپذیرد که نقشش به‌تدریج به مشاور زبانی، واسطهٔ فرهنگی، ویراستار و حتی فراهم‌کنندهٔ داده برای سامانه‌های هوش مصنوعی تقلیل یافته و می‌یابد.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *