نقش ترجمه در تحول زبان فارسی (۱) 

در بررسی تحول نثر فارسی در دورۀ قاجار، پژوهشگران معمولاً به عوامل گوناگونی چون روزنامه‌نگاری، سفرنامه‌نویسی، رمان‌نویسی، گسترش آموزش جدید و دگرگونی‌های اجتماعی و فرهنگی اشاره می‌کنند و به نقش ترجمه که یکی از مهم‌ترین مجراهای تماس فارسی با جهان جدید و زبان‌های دیگر بوده توجه چندانی نشان نمی‌دهند و اگر هم گاه اشاره‌ای به نقش ترجمه می‌کنند به این پرسش اساسی نمی‌پردازند که ترجمه دقیقاً چگونه بر زبان فارسی تأثیر گذاشته و چه نقشی در گسترش قابلیت‌های نحوی، بیانی و معنایی آن داشته است.

به اعتقاد من، نقش ترجمه در تحول نثر فارسی، اگر از نقش دیگر عوامل بیشتر نبوده، کمتر نیز نبوده است. ترجمه فقط واژه‌ها و مفاهیم تازه را وارد زبان نکرده؛ بلکه فارسی را به چندین طریق گسترش داده است: با ایجاد ترکیبات واژگانی جدید و گسترش دامنه معنایی واژه‌ها؛ با وارد کردن ساخت‌های جدید نحوی و شیوه‌های جدید پیوند جمله‌ها؛ و با پدید آوردن شیوه‌های تازه برای بیان روابط منطقی و رواج روش‌های جدید توصیف، روایت، استدلال و بیان حالات ذهنی. همچنین، ترجمه هم ساختار نثر را متحول کرده و هم تصور فارسی‌زبانان را از اینکه متن چگونه می‌تواند روایت کند، توضیح دهد و استدلال کند، دگرگون ساخته است. مترجمان برای انتقال متونی که در قالب‌های زبانی و فکری متفاوت شکل گرفته بودند، ناچار بودند گاه قابلیت‌های موجود فارسی را گسترش دهند و گاه شیوه‌های بیان را عیناً از زبان مبدأ به فارسی وارد کنند. بدیهی است این عناصر در آغاز بیگانه به نظر می‌رسیدند، اما برخی از آنها به‌تدریج در نثر فارسی جذب شدند و امروز جزو قابلیت‌های طبیعی زبان فارسی به‌ حساب می‌آیند.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *