مقاومت واژگانی در ترجمۀ فارسی آیات در تفسیر طبری
- منتشر شده در 17 آگوست 2026 |
مقدمه
ایران در طول تاریخ خود دورههایی طولانی از سلطهٔ بیگانگان را پشت سر گذاشته است. یکی از طولانیترین این دورهها، دورۀ سلطهٔ اعراب بود که از سدهٔ هفتم تا سدهٔ سیزدهم میلادی ادامه یافت. باآنکه بیشتر ایرانیان اسلام را پذیرفتند، برخلاف مصریان و مردمان برخی سرزمینهای دیگر، ارادهای نیرومند برای حفظ زبان و فرهنگ بومی خود نشان دادند. اوج این مقاومت را میتوان در شاهنامۀ فردوسی دید. فردوسی با سرایش شاهنامه، و با کمترین اتکا به زبان عربی، تاریخ پیشاز اسلام و اسطورهها و ارزشهای اخلاقی ایرانی را در قالب حماسه حفظ و برجسته کرد. اما پیشاز فردوسی، ترجمه نقشی اساسی در تقویت زبان فارسی ایفا کرده بود. در دورهٔ سامانیان، ترجمهٔ تفسیر طبری از عربی به فارسی نقطهٔ آغاز این جریان به شمار میآید. در این مقاله به این پرسش میپردازیم که واژگان و تعبیرهای قرآنی، بهویژه آن دسته که بار فرهنگی و دینی عمیقی دارند، چگونه به فارسی ترجمه شدهاند؟ نشان میدهیم که نخستین مترجمان ایرانی قرآن، دست به نوعی «مقاومت واژگانی» زدند و کوشیدند مفاهیم عربی را با معادلهایی فارسی و ریشهدار در زبان و فرهنگ پیشااسلامی ایران جایگزین کنند، حالآنکه مترجمان متأخرتر آگاهانه بسیاری از اصطلاحات کلیدی عربی را در ترجمه حفظ کردند تا دقت اعتقادی و تراکم معنایی مفاهیم بنیادین اسلامی از میان نرود.




دیدگاهتان را بنویسید