فرازهایی از تاریخ ترجمه (۲۱)؛ غوغایی که لولیتا به پا کرد
- منتشر شده در 17 آگوست 2026 |
برای دوستداران ناباکوف و داستان شورانگیز او یعنی لولیتا، این قضیه همیشه مایۀ تکدّر خاطر بود که نخستین معرفی نویسنده و داستانش در زبان فارسی به «ترجمۀ منبسط» ذبیحالله منصوری صورت گرفته است. چنانکه میدانیم منصوری در ترجمههایش دستی هم به تألیف داشت و بههیچرو به اصل متن وفادار نمیماند. سبک و سیاق او در ترجمۀ لولیتا هم به همین رویه بود:
من تصور میکنم که هریک از خوانندگان محترم ضمن مطالعۀ مجلات یا کتابها، به ترجمههایی برخوردهاند که تحتاللفظی بود و در آن مفردات، یعنی انسان و حیوان و اتومبیل و میز و کتاب و غیره بهتنهایی معنی میداد، ولی وقتی کلمات را برای به وجود آوردن یک جمله جمع میکردند، بیمعنی میشد. من نخواستم کتاب لولیتا را به آن شکل ترجمه کنم، زیرا متن فارسی آن فهمیده نمیشد. لذا تصمیم گرفتم که این کتاب را طوری ترجمه کنم که همه بفهمند و جملاتی که در ترجمه به کار میبرم، جملههای فارسی باشد، نه انگلیسی. واضح است که مضمون کتاب تغییر نکرده و آنچه خوانندۀ محترم در ترجمۀ فارسیِ بنده میخواند، همان است که نویسندۀ کتاب میگوید؛ ولی من برای اینکه کوچکترین اِشکال در فهم مضامین کتاب به وجود نیاید، ترجمه را منبسط کردم و صریح میگویم که اگر کتاب لولیتا را تحتاللفظی ترجمه کنند، بهمناسبت سبک انشای مخصوص نویسنده، خوانندۀ فارسیزبان حتی یک صفحه از مضامین کتاب را نخواهد فهمید.




دیدگاهتان را بنویسید