باز هم دربارۀ ترجمۀ شکسپیر؛ با نگاهی به ترجمۀ عبدالله کوثری از ریچارد سوم

در شمارهٔ قبل مقاله‌ای با عنوان «شکسپیر را چطور باید ترجمه کرد؟» به چاپ رسید. در آن مقاله، از دیدگاهی نظری دربارۀ شیوه مطلوب ترجمهٔ شکسپیر— یعنی ترجمه‌ای در مسیر درست — بحث شد ولی نمونه‌های زیادی عرضه نشد. ترجمهٔ کوثری از ریچارد سوم شکسپیر بی‌تردید ازجمله ترجمه‌هایی از شکسپیر است که می‌توان آن را، ازحیث سبک، مصداقی از شیوۀ مطلوب ترجمه شکسپیر دانست. کوثری در مقدمهٔ ترجمه، نخست به ترجمهٔ دکتر رضا براهنی از این نمایشنامه (امیرکبیر، ۱۳۴۳) اشاره می‌کند و می‌گوید: «با همۀ احترامی که برای مترجم قائل هستم، باید بگویم زبان این ترجمه چنان‌که بایست شکوه و شیوایی و ایجاز و صلابت این متن را در زبان فارسی بازتاب نداده است.» کوثری در ادامه می‌گوید:

تلاش من در این ترجمه، همچون ترجمۀ تراژدی‌ها، ابداع زبانی درخور متن مبدأ بوده است. امیدوارم مخاطبان فارسی‌زبان بیش از هر چیز به این وجه کار، یعنی تلاش برای رسیدن به زبانی شایستهٔ متن شکسپیر توجه کنند و اگر خطایی در ترجمه راه یافته، نوپایی مترجم در این راه و پیچیدگی‌های فراوان متن اصلی، که به عقیدهٔ صاحب‌نظران از دشوارترین نمایشنامه‌های شکسپیر است، عذرخواه من تواند بود.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *