یادداشت‌های یک ویراستار

پانویس، پانوشت، زیرنویس، پاورقی، حاشیه، پینویس، پینوشت، سرسام!
در حوزۀ نشر endnote و footnote اختلاط و تشتت عجیبی که بر سر برابرنهادههای فارسی و ویرایش وجود دارد از کجا آغاز شده و چرا ادامه گرفته است؟ چرا در مقابل مفهوم بسیار مفهومی بدین footnote پنج برابرنهاده در زبان فارسی داریم؟! آیا footnote ساده و عینیِ حد غامض، فلسفی، ادراکناپذیر، ناساز، و از لحاظ ساخت واژه و ترکیب دستوری تا بدان حد دشواریاب است که معادل‌گزینی در زبان فارسی برای آن به پنج برابرنهاده راه دهد و ویراستاران، نویسندگان، نسخه‌پردازان، مترجمان و کل اهالی نشر در طول بیش از نیم قرن footnote نتوانند بر سر آن به تفاهم برسند؟ اشکال از واژۀ است یا از ویراستاران، که از قرار را رعایت کنند، « اصل وحدت » ، بناست در تمام گوشه‌ها و زوایای کارشان، حتی‌المقدور از شیوه‌نامه‌هایی مشابه پیروی کنند، به اصطلاح‌سازی و یکسانسازی فنی نوشته‌ها و رواج استانداردهای نشر کمک رسانند، دستکم پاسدار انضباط گفتار و نوشتار حوزۀ حرفه‌ای خودشان باشند، اما حتی از پس حصول اجماع بر سر یک واژۀ ساده در طول بیش از نیم قرن نیز برنیامده‌اند؟ اشکال کار کجاست؟


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.