زبان و ترجمه

  • به قلم عزت الله فولادوند
  • منتشر شده در 20 جولای 2020 |
  • دسته بندی موضوعی: گفتگو با مترجمان

ترجمه رشته عجیبی است. بد نیست در اینجا مقدمه ای به نقل از یکی از کهن ترین متون مقدس عرض کنم تا راه برای بحث آماده تر شود. در عهد عتیق، کتاب مقدس یهودیان، در «سفر پیدایش» باب یازدهم آمده است:
و تمام جهان را یک زبان و یک لغت بود… و واقع شد که [ آدمیان]… به یکدیگر گفتند بیایید خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم، و ایشان را آجر به جای سنگ بود و قیر به جای گچ و گفتند بیایید شهری برای خود بنا نهیم و برجی را که سرش به آسمان برسد تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم. و خداوند نزول نمود تا شهر و برجی را که بنی آدم بنا می کردند ملاحظه نماید. و خداوند گفت همانا قوم یکی است و جمیع ایشان را یک زبان و این کار را شروع کرده اند و الآن هیچ کاری که قصد آن بکنند از ایشان ممتنع نخواهد شد. اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند. پس خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر باز ماندند. و از آن سبب آنجا را بابل نامیدند …


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.