یادداشت‌های یک ویراستار (۳)

نمود بیزاری در زبان فارسی
پسوند «چی» پسوندی است فعال، که از ترکی وارد فارسی شده است. به اسم می‌چسبد و اسم‌هایی می‌سازد که دلالت دارند بر:
شغل و حرفه؛ مانند آسانسورچی، توپچی، درشکه‌چی، توتونچی.
فعالیت دائمی یا علاقه‌مندی خاص؛ مانند شکارچی، جارچی، قاچاقچی.
تعلق مکانی به یک منطقه یا محل؛ مانند انزلی‌چی، رستورانچی.
گاه «چی» دقیقاً معادل «گر» در فارسی است و معنای «کننده» می‌دهد؛ مانند تماشاچی، اوراقچی.
«چی» نشان‌دهندۀ وابستگی به مکتبی فلسفی یا تعلق به گرایشی فکری و سیاسی هم می‌تواند باشد. مثلاً مارکسچی یعنی طرفدار مارکسیسم، پهلوی‌چی، یعنی طرفدار سلسلۀ پهلوی، رجوی‌چی، یعنی طرفدار مجاهدین.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.