کارگاه ترجمه: رعایت درجه ادب در برگردان شخص و شمار

  • به قلم علیرضا خان جان
  • منتشر شده در ۳ آذر ۱۳۹۴ |
  • دسته بندی موضوعی: کارگاه ترجمه

به پاره کلام زیر از کتاب بچه های قالیبافخانه نوشتۀ هوشنگ مرادی کرمانی توجه کنید:

بالاخره رفتم پیش «سید درویش» پنج تا عریضه نوشتم، پنج تا شب جمعه رفتم انداختم تو چاه صاحب زمون، سر چاه اینقده گریه کردم که بیهوش می شدم. شب جمعه آخری نماز خوندم و خفتیدم، تو عالم خواب «آقا» ره دیدم، سوار اسب بیدن، از تو یه دره پرگلی دوشتن میومدن پایین. عمامه سبزی ور سرشون بید. چشمم که به «آقا» افتید، تعظیم کردم. «آقا» جلوشون یه قرآن بزرگ بید. دوشتن قرآن می خوندن. اومدن جلوی منو گفتن «ای زن بیچاره، برو نونته بزن ور تو آب، بخور، نیتت برآورده شد». اومدم بیفتم ور پشت پاشون که یهو از خواب پریدم. یه بوی گلابی میومد که نگو، اتاق پرشده بید از بوی گلاب، از بو خوش. رفتم بالا سر بابای خجیجه، انگار صد سال بدنیا نبیده. راحت شده بید، خب اینم خودش شفایه. رحمته. الهی قربونشون برم که همه کاراشون رو حکمته. به من سگ روسیاه گفتن «برو ای زن، نیتت برآورده شد». خدا خودش می دونه چقده بدبختی کشیدم و بس (مرادی‌کرمانی، ۱۳۵۹/۱۳۷۹: ۱۱۰-۱۰۹).


۵ دیدگاه

  • محمد ا سماعیلی : با سلام خدمت جناب خان جان عزیز. مطلب زیبا و مفیدی بود. جسارتااشاره می کنم به این نکته ظریف که آنچه در این میانه مورد غفلت است اینکه مردم شیعه مذهب معمولا عوام هستند و خود از ظرافت های "ادب" در محضر مقام امامت بیخبر، آنچه از ادب و کرنش در رفتار آنها دیده می شود معمولا از سر تقلید و تربیت محض است، و کمتر کسی را می بینیم که از سر شناخت و معرفت ادب کند. توضیح آنکه افراد پای منبرها می نشینند و به تبعیت از واعظ یاد می گیرند که مثلا اینطور حرمت کنند، و صدالبته امر مبارکی است حتی اگر علم هم در آن راهی نداشته باشد، ولی امروز روز شاهدیم که آقایان در لباس واعظ و روحانی در رسانه ها نام امامان و پیامبران الهی را بدون رعایت احترام به موضوع "ادب و شمار" و بدون ذکر سلام و صلوات که طبق شریعت در حد واجب است بر زبان می آورند، و اینهم البته نتیجه تربیتهای امروزی است. و نکته زیبایی که ذکر فرمودید در تزاحم و تضاد موردی بین ادب و کم ادبی، خطاب جمع و تکلم بین فردی، باید گفت ناشی از همین شکاف معرفتی است. ضمن آنکه ادب در محضر امام و پیامبر فقط به کاربرد فعل و ضمیر جمع نیست، کما اینکه در شهادت ها و زیارت ها بارها ما معصومین علیهم السلام را با ضمیر و فعل مفرد خطاب می کنیم و این از بی ادبی نیست، بلکه ذات اقدس الهی را هم با مفرد صدا می زنیم که "الهی، ربی، سید، مولای" و هیچ یک از اینها نه تنها بی ادبی نیست، بلکه نهایت فصاحت و بلاغت و ادب در آنها لحاظ شده است. این موضوع که به آن پرداخته اید بسیار زیبا و مفید فایده است. چه خوب است در این زمینه یک بحث کامل داشته باشیم. در پناه حق باشید.
  • علیرضا خان جان : جناب آقای اسماعیلی، دوست بسیار عزیز، خیلی خوشحالم از اینکه به یمن مجله ی مترجم، هر از گاه، امکان تعامل با دوستان قدیمی فراهم می شود. با نظرات شما کاملاً موافقم. مردمان روستایی کمتر آن اصل تمایز T/V را رعایت می کنند و اساساً در زبان شناسی اجتماعی هم عموماً عقیده بر این است که وجهه (پرستیژ) زبانی در گونه های کاربردی مناطق غیرشهری کمتر از مناطق شهری است چون اساساً روستایان آنچنان در بند تعارف و تکلف و قواعد پیچیدۀ رعایت ادب و نزاکت نیستند. و باز با شما موافقم که می فرمایید شاید اهالی زبان از سر عادت یا تقلید در رابطه با نام و یاد معصومین از الگوهای ادب استفاده می کنند. من اما از منظر مطالعات ترجمه به موضوع نگاه می کنم. اینکه شخصیت مورد نظر داستان مرادی کرمانی از سر تقلید یا خلوص نیت یا به هر دلیل دیگری الگوهای ادب را در گفتگو پیرامون امام عصر رعایت کرده در اینجا مسالۀ ما نیست. مهم آن است که این کار فی نفسه نوعی «کنش گفتاری» تلقی می شود و به ایجاد نقش بخصوصی انجامیده است. از این رو، از مترجم قاعدتاً انتظار می رود در راستای ایجاد تعادل نقشی آن را مدّ نظر قرار دهد. به هر صورت از حسن توجه شما و نکتۀ ظریفی که مطرح فرموده اید، ممنونم. اگر عمری بود در آینده موضوع «کنش های گفتاری در ترجمه» را به بحث و گفتگوی بیشتری خواهم گذاشت.
  • محمد : بله کاملا با فرمایشات شما موافقم. جالب اینکه همین "بی معرفتی" در میان مترجمان آماتور نیز دیده می شود، منظور عدم رعایت ادب کلامی و نوع گفتار و سطح کلمات و معادلهایی است که در ترجمه هابکار می برند. هرچند اشاره حقیر در ظاهر به دینی موضوع مربوط است، ولی همان نقص آموزشی و شکاف معرفتی در مسائل دیگر هم آشکارا دیده می شود. به عنوان مثال مترجمی که با زبان مسائل قضایی و دادگاهی آشنا نیست و می خواهد بخشی از صورت جلسه دادگاه را ترجمه کند قطعابا مشکلات اساسی در درک جلمات و انتقال آنها روبروست، هرچند که ممکن است خودش اصلا متوجه نباشد و با مراجعه به یک فرهنگ لغت غیرتخصصی به خیال خودش ترجمه خوبی هم ارائه کرده باشد! ولی گویندگان زبان مقصد معلوم نیست از گفتار او چه برداشتی بکنند. برخی از ما مترجمین صرف آموخته های به قول زبانشناسان تشریحی خود یکسری مسائل را میدانیم و گاه رعایت هم میکنیم، ولی از دانش باز به قول همان جماعت تجویزی بهره نداریم و متوجه مکانیسم های کلامی و زبانی نیستیم، و لذا احتمال خیلی زیاد دارد که در جنبه های مختلف آن دچار اشتباه و نوعی "بی ادبی" شویم. از این رو گفتار مورد اشاره شما بسیار مهم و اساسی می نماید و امیدوارم در آینده از مباحث خوب و آموزنده شما نهایت استفاده حاصل شود. در پناه حق باشید
  • محمد علی خرمی : خیلی جالبه. فکر میکردم قراره اینجا از ترجمه صحبت بشه نه از مذهب و دین.نمیدونم بعضیا همه چی رو با هم قاطی میکنن و اخر سر هم هیچ چی سر جای خودش نیست.بهرحال کاش در مورد ترجمه صحبت میشد.چون غیر از شیعیان افراد دیگری هم از این نشریه استفاده میکنن.
  • محمد : از اون جالبتراین که حضرت عالی جناب خرمی هم سخنی از ترجمه نیاوردید و فقط کنایه نثار حقیر فرمودید که سخنی بی ارتباط تحویل داده ام. بحث از اعتقادات شیعه نیست، به فراخور متنی که قید شده نظری عرض شد. امید که آنچه دارید عرضه کنید تا ما نیز استفاده لازم را ببریم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *