خاطرات یک مترجم؛ از ترلِس جوان

سال ۱۳۷۹مقارن است با ۱۹۹۹ میلادی. پس در ارزیابی‌هایی که در پایان قرن بیستم می‌کنند، در حوزۀ ادبیات روبرت موزیل، نویسندۀ اتریشی نیمهٔ اول این قرن به‌دلیل روان‌کاوی عمیقش در مناسبات انسانی، خاصه در عرصۀ قدرت، تقدیری شایان می‌یابد. در این میان هنوز و همچنان امکان دسترسی یا خرید کتاب از آلمان دشوار است. اما از صدقه‌سری خانۀ فرهنگ اتریش کتابی از این نویسنده به دستم می‌رسد: آشفتگی‌ها یا پریشانی‌های ترس دانشجو، می‌خوانم و ترجمه‌اش می‌کنم. روند واقعه در رمان کند است، اما هرچه عمیق‌تر در روان انسان‌هایی کندوکاو می‌کند در پس‌زمینه‌ای از مناسبات اجتماعی که از پیش برایم آشناست. در کنار رمان زیردست و فرشتۀ آبی از هاینریش مان، اینک این سومین رمان است که دهه‌ها پیش‌از سر برداشتن فاشیسم در اروپا پویش پنهان نطفۀ آن را از زیر پوست این جوامع بیرون می‌آورد و به تماشا می‌گذارد، اما چه مایه باریک‌بینانه‌تر و عینی‌تر در نگاه به این جوامع براساس الگوی اتریش. و باز قانع‌کننده‌تر اینکه رمان، با وجود پرداختن به موضوعی سوزان و مسئلهٔ روز، با وجود اشاره‌های روشنش به ساختار سیاسی و اجتماعی امپراتوری اتریش پیش‌از جنگ جهانی اول، سختگیرانه در حوزۀ عام انسان‌شناسی متمرکز می‌ماند و چنین، به ارزیابی‌هایش در این زمینه جنبه‌ای فرازمانی می‌دهد. این رمان، که بعدها می‌خوانم برای نویسندگان آن روزگار در مکتب جوان‌گرایانه اکسپرسیونیسم الگو قرار می‌گیرد، شرح شکنجۀ سازمان‌یافتۀ پسری است به دست همکلاسی‌هایش در دانشکدۀ افسری، با موشکافی پژوهشگری که از نور تاباندن تا به تاریک‌ترین کنه پوشیدهٔ روح انسانی هم اِبا ندارد، مصمم به آنکه نشان دهد چگونه در پس پوستۀ نازک متانت مدنی انسان‌ها غرایزی زمخت، زورآمیز و حیوانی، هر دم آمادۀ جهش کمین گرفته است. تکان‌دهنده است این پی‌گیری در انگیزه‌های فکری و روانی انسان‌ها و عمق‌کاوی در خطاهایی که به یک آن سر می‌زنند و آدم‌ها را تا پای ورطه می‌برند، با نگاهی چنین علمی و درعین‌حال پرطنز.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *