معارضهٔ «عشق» و «عقل» در آنتونیوس و کلئوپاترا

آنتونیوس و کلئوپاترا یکی از دو تراژدی بزرگ شکسپیر است که با تاریخ روم مرتبط است. تراژدی دیگر یولیوس قیصر است و هر دو نمایشنامه در سال‌های واپسین زندگی شکسپیر و با الهام از کتاب معروف پلوتارک به نام زندگی‌های متوازی یونان و روم که در همان سال‌ها به دست سر توماس نورث به زبان انگلیسی ترجمه شده بود نوشته شده است. در آنتویوس و کلئوپاترا، چنان‌که ندوشن در مقدمۀ مبسوط خود بر این ترجمه می‌گوید: «شکسپیر با تصرف‌های شاعرانهٔ خود داستان تازه‌ای پدید آورده و در واقع این دو فرمانروای دلداده را که تا آن زمان سیماهایی تاریخی بیش نبودند، در صف اول نام‌آوران عالم قرار داده است.» به گفتۀ ندوشن، تراژدی این دو دلداده در عالم شهرت مکبث و هملت را ندارد، ‌ولی در میان آثار شکسپیر از همه شاعرانه‌تر خوانده شده است. آنتونیوس که در نمایشنامۀ یولیوس قیصر با کشتن توطئه‌گران به قدرت می‌رسد در این نمایشنامه یکی از سه فرماندار روم است و ادارۀ امور امپراتوری در مشرق را بر عهده دارد. در اینجا او عاشق کلئوپاترا ملکهٔ مصر شده و در اسکندریه رحل اقامت افکنده است. ایتالیا دچار جنگ داخلی است و او باید به روم برگردد. کلئوپاترا می‌کوشد او را از رفتن بازدارد ولی آنتونیوس به او اطمینان می‌دهد که هرجا باشد «سرباز خدمتگزار» کلئوپاترا خواهد بود و با این سخن رو به راه می‌گذارد.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *