اندر حکایت سرنوشت، زبان و ترجمه یا اوفلیا دستخوش آبهای گذرا

  • به قلم روساریو فره ترجمه عبدالله کوثری
  • منتشر شده در 15 جولای 2020 |
  • دسته بندی موضوعی: گفتگو با مترجمان

زبان بهترین نمونه آن رودی است که هراکیتوس می گفت
زبان و زمان که ما هر دو را در حرکتی خطی در می یابیم
پیوندی نزدیک با هم دارند
هر دو پیش می روند

و پیکان جهت نماشان هرگز در یک جا نمی ماند
جورج استاینر

چند هفته قبل که در پورتوریکو بودم خواب عجیبی دیدم. آن روزها بعد از ماهها تردید و سرگردانی عذاب آور سر انجام تصمیم گرفته بودم برای همیشه به میهن برگرده و به اقامت پنج ساله در واشنگتن دی سی پایان بدهم. بازگشت من قرار نبود فقط اثبات این نکته باشد که تامس ولف اشتباه کرده و آدم می تواند دوباره به وطن به خانه باز گردد. این بازگشت تصمیمی عذاب آور نیز بود که رسیدن به آن یک سال طول کشیده بود. می خواستم برگردم تا بار دیگر ریشه های خودم را دریابم، و چشمه های پنهان آگاهی را که منبع الهام ادبی ست سر شار تر کنم. چشمه هایی که بی تردید با دنیایی که در نوباوگی به خواب می بینیم و بعدها آن را با کلمات بیان می کنیم پیوندی نزدیک دارد


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.