ترجمه آثار فروید و چرخش‌های گفتمان فرویدی در ایران

ترجمه، گره­‌زدن تار و پود فرهنگ یک ملت به تار و پود فرهنگ ملتی دیگر است. اما این انتقال و پیوند همواره با تأویل و تقلیل همراه است زیرا آن چیزی که انتقال می‌­یابد همان چیزی نیست که از ابتدا بوده است. جهان­‌های دو زبان یک پیوستار نیست که هادی مناسبی برای هر انتقالی باشد. آنچه که یک فرهنگ آفریده است دستاورد پیچیده­‌ای است که خود آن فرهنگ براساس زمینه­‌ها و بافت­ها و انباشت تجربه و دانش به آن رسیده است. بنابراین تنها با برگردان مکانیکی زبان آن فرهنگ نمی­‌توان مدعی شد که انتقالی صورت گرفته است. فرهنگ هر ملت به‌­مثابۀ بدنی است که هر پیوندی را نمی‌پذیرد، مگر آن­که نشانه­‌هایی هماهنگ پیدا شود یا بستری برای انتقال آماده گردد. انتقال دانش و هنر به وسیلۀ ترجمه، زمانی مسئله­‌ساز می­شود که زمینه­‌های انتقال در دو سوی مبدأ و مقصد آماده نباشد؛ بنابراین تاریخ ترجمۀ هردانشی، برساخته­‌های پیچیده­‌ای را رقم می­‌زند. به عبارت دیگر فرایند ترجمۀ یک دانش خاص از یک بافت تاریخی و انتقال آن به بافت تاریخی دیگر پدیده­‌ای را شکل می‌دهد که می­‌توان از آن به «مطالعات فرهنگی آن دانش» یا فرایند شکل­‌گیری تاریخی و درزمانی آن دانش در فرهنگ مقصد یاد کرد.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *