تأملاتی دیگر

در «تأملاتی در ادبیات جهان» مطرح شد که برای برون‌رفت از تنگ‌نظری فکری و محدودیت جغرافیایی ادبیات تطبیقی، مسیر ادبیات جهان راه‌حلّی جاه‌طلبانه اما دشوار است. با مقایسه تاریخ رمان مدرن در اروپا و سایر نقاط جهان، فرانکو مورتی فرضیه‌ای درباب تاریخ رمان در «مرکز» و «حاشیه» پیشنهاد کرد. اتّکای مدل او برای ادبیات جهان بر نظریه اقتصادی سامانه جهانی و با واکنش‌های متعدّدی مواجه شد. در مقاله حاضر، مورتی به نقدهای وارده به مدل پیشنهادی‌اش پاسخ می‌دهد، برخی از نظریاتش را تصحیح و برخی را نیز مردود می‌کند. او بر سه محور اساسی مدل پیشنهادی‌اش متمرکز می‌شود: اول، رمان به‌عنوان یک نوعِ ادبی قابلیت جابه‌جایی بین‌المللی بالایی دارد و نماینده همه انواع ادبی نیست. بنابراین نتایج حاصل از بررسی تاریخ رمان به سایر حیطه‌های ادبیات جهان قابل‌تعمیم نمی‌باشد. دوم، تعریف او از مرکز و حاشیه، برمبنای نظریه اقتصادی سامانه جهانی، محدود است و فضای «نیم‌حاشیه/نیم‌مرکز» را درنظرنمی‌گیرد؛ به‌همین‌دلیل، مدل پیشنهادی وی شرحی ناقص از تاریخ رمان و تکوین آن در بطن‌های مختلف تاریخی و فرهنگی به‌دست می‌دهد. محور سوم به بحثی گسترده‌تر در فلسفه تاریخ ادبیات مربوط است و در متن حاضر به‌صورت اجمالی بیان شده است: کار تاریخ ادبیات چیست و بهترین روش تحلیل تطبیقی کدام است؟ این مورد چندان در بحث حاضر شکافته نشده و مورتی به اشاره‌ای مختصر به شاکله فکری خود اکتفا می‌کند. از این نظر، روش مناسب نقد و تاریخ ادبیات برای او همچنان در سنت فکری چپ منتقد سرمایه‌داری قرار دارد، که به‌نوعی تضادی دیالکتیک با مفهوم ادبیات جهان (حاصل از جهانی‌شدن) و یا تلاش برای رهایی از استیلای نمادین دارد؛ او فقط به مورد دوم پرداخته است.

 


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.