مترجم در مقام مفسر

ترجمه مستلزم تفسیر و تصمیم‌گیری است. بااین‌حال، می‌توان میان دو سطح از تفسیر تمایز گذاشت: تفسیر معنایی که ناظر به فهم معنا، لحن، سبک و دلالت‌های متن مبدأ است، و تفسیر راهبردی که به تصمیم مترجم دربارهٔ چگونگی بازآفرینی این ویژگی‌ها در زبان مقصد مربوط می‌شود. در تفسیر راهبردی، پرسش دیگر صرفاً این نیست که متن چه معنایی دارد، بلکه این است که با آن معنا یا ویژگی در ترجمه چه باید کرد. این مقاله با بررسی نمونه‌هایی از مقدمه‌ها، دیباچه‌ها و پانویس‌های مترجمان فارسی، تفسیر راهبردی را در دو سطح کلان و خرد بررسی می‌کند: از انتخاب زبان روایی، لحن و شیوهٔ مواجهه با سبک گرفته تا معادل‌یابی برای عنوان، واژگان و اصطلاحات، بازی‌های زبانی و ابهام‌های متن. نمونه‌ها نشان می‌دهند که بسیاری از انتخاب‌های مترجم بر تفسیر او از متن و ارزیابی امکانات زبان مقصد استوارند. آشکار شدن منطق این تصمیم‌ها، فرایند گذار از فهم متن مبدأ به بازآفرینی آن در زبان مقصد را قابل بررسی و نقد می‌کند و مترجم را نه صرفاً انتقال‌دهنده معنا، بلکه مفسری برخوردار از راهبرد نشان می‌دهد.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *