سخن سردبیر

در فاصلۀ سرمقالهٔ گذشته تا این سرمقاله، جمع زیادی از مردم عزیز کشورمان در فاجعۀ دی‌ماه و پس‌از آن در تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل جانشان را از دست دادند. قبل‌از هر چیز، به روح بلند این عزیزان درود می‌فرستیم و با بستگان آنها ابراز همدردی می‌کنیم.

مجله قرار بود آخر اسفند منتشر شود و من سه، بلکه چهار، سرمقالهٔ مختلف نوشتم و کنار گذاشتم. سرعت وقایع آن‌قدر زیاد بود که سرمقاله‌ها به‌سرعت بی‌ربط می‌شدند. سرانجام سرعت وقایع چنان سرسام‌آور شد که تصمیم گرفتم انتشار مجله را به بعداز عید موکول کنم. اما فقط سرعت نبود، بلکه پریشانی ناشی از وقایع هم مزید بر علت شد و دل‌ودماغی باقی نگذاشت و چاره‌ای نبود جز اینکه گوشه‌ای بنشینم و تماشا کنم و غصه بخورم. تصورم این بود که خوانندگان محترم مجله هم دل‌ودماغی برای رفتن به کتاب‌فروشی و خرید مجله و خواندن مطالبی دربارۀ ترجمه ندارند و باید منتظر ایام بهتر شد. این‌طور بود که در این مثنوی هفتاد من کاغذ ما، مدتی تأخیر شد؛ مدتی بایست تا خون شیر شد و دل‌ودماغی برای ادامهٔ کار می‌یافتیم.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *