محمدرضا جعفری از زبان عباس میلانی
- منتشر شده در 15 فوریه 2026 |
«ادب» را لغتنامهٔ دهخدا، در شرحی مفصل، ازجمله چنین معنی میکند: «پرهیخت، دانش… هنر… چموخم، حسن معاشرت… فضیلت مردمی… آزرم… حرمت… پاس… شگفت… با فرهنگ شدن… زیرک شدن… علم ادب… ادب نفس.» محمدرضا جعفری در همۀ این معانی، انسانی سخت «باادب» است و ادب او (و رسالت فرهنگی سه نسل از خانوادهٔ جعفری)، برگی درخشان و کماکان نویدبخش در سنت و صنعت و فرهنگ و اخلاق انتشارات در ایران و زبان فارسی است. پیشاز آنکه ببینمش، مثل بیشوکم هر ایرانی دیگر، نام انتشارات امیرکبیر را شنیده و برخی از کتابهایش را دیده و خوانده بودم. پدرش عبدالرحیم جعفری مفهوم نشر در ایران را با تأسیس امیرکبیر دگرگون کرد. کتاب را به قشرهایی تازه از جمعیت در حال رشد و تغییر ایران رساند. با کمک همایون صنعتیزاده و شرکت افست برای نخستین بار توانست کتابهای درسی را بهموقع و شکلی پسندیده در تمام کشور تدارک و پخش کند. در آستانهٔ انقلاب، امیرکبیر بزرگترین بنگاه انتشاراتی خاورمیانه بود. بااینهمه، در سالهای پیشاز انقلاب در ذهن بسیاری از مخالفان، ازجمله ما دانشجویان مخالف شاه در خارج، باورکردنی نبود که در ایران بنگاهی با چنین وسعت و موفقیت بیآنکه کاسهای زیر نیمکاسهاش باشد، میتواند وجود داشته باشد. آن روزها ما تشنهٔ شعارهای مارکسیستی، آنهم به روایت سادهانگارانهٔ مائو از آنها بودیم.




دیدگاهتان را بنویسید