جنبه بدبینانه رئالیسم جادویی : علم، بیدادگری و فاجعه در صد سال تنهایی

منتقدین رمان امریکای لاتین، عموما رئالیسم جادویی را عامل خلق جهانی افسانه ای توصیف می کنند، جهانی که می تواند به نوعی با چشمه پایان ناپذیر آفرینندگی که تاریخ واقعی امریکای لاتین را تشکیل می دهد، رقابت کند. این تعبیر از رئالیسم جادویی شاید بیش از همه در سخنرانی گابریل گارسیا مارکز به هنگام دریافت جایزه نوبل مورد تأکید قرار گرفته باشد. این نویسنده مشهور کلمبیایی سخنرانی تحریک آمیزش را با شرح بسیار دقیق سفر کشتی ماژلان که به قلم یکی از همراهان او بنام آنتونیو پیگافتا نوشته شده، آغاز میکند. در طی این سفر به قاره آمریکای جنوبی این فلورانسی خیالباف در گزارش خود واقعه عجیب وغریبی را ثبت می کند:
هیولایی با سر و گوش قاطر، بدن شتر، سم آهو و صدایی شبیه شیهه اسب. مارکز نیز در سخنرانی خویش از وقایعی نه آنچنان خیالی ولی به همان اندازه غیر محتمل گزارش می دهد: در یازده سال گذشته بیست میلیون کودک امریکای لاتین قبل از آغاز دومین سال تولد خود مرده اند؛ حدود یکصدوبیست هزار نفر در دوران استیلای حکومتهای سرکوبگر ناپدید شده اند… اگر از آن تعداد از مردم آمریکای لاتین که تبعید یا مجبور به مهاجرت شده اند کشوری ایجاد شود، جمعیت این کشور از جمعیت نروژ بیشتر خواهد بود. مارکز به همین روال به صحبت خود ادامه میدهد، گویی به مبارزه با “طاعون فراموشی” دست زده است


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.



این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.