گفت و گو با دکتر علیرضا انوشیروانی

  • به قلم دکتر علیرضا انوشیروانی/علی خزاعی فر
  • منتشر شده در ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ |
  • دسته بندی موضوعی: گفتگو با مترجمان

خزاعی فر: آقای دکتر، در آغاز گفت و گو کمی درباره وضعیت رشته ادبیات تطبیقی در ایران در گذشته و حال برایمان بگویید. چرا باید این رشته را توسعه بدهیم؟ لوازم و موانع توسعه این رشته چیست؟ آیا متخصص کافی برای این رشته داریم؟ اصلاً برای این که در این رشته صاحب صلاحیت باشیم چه نوع دانشی لازم است؟ به طور کلی دیدگاه گروه های ادبیات فارسی نسبت به این رشته چیست؟

انوشیروانی: شادروان استاد ابوالحسن نجفی در مقدمه مقاله «ادبیات تطبیقی و قلمرو آن» که حدود ده سال پیش آن را نوشت سؤالی مطرح می کند: «ادبیات تطبیقی سی سال پیش از برنامۀ دانشگاه های ما حذف شد. چرا؟ کسی نمی داند. آیا اکنون وقت آن نرسیده است که این شاخۀ بسیار مهم و بسیار فعال و بارور علوم انسانی که در همۀ دانشگاه های جهان تدریس می شود دوباره وارد برنامه درسی دانشگاه های ما شود؟»


یک دیدگاه

  • سمانه فرهادی : آقایان دکتر خزاعی فر و انوشیروانی عزیز سلام و سپاس فراوان از گفتگوی خواندنی تان. شخصا بدلیل علاقه به مباحث ادبیات تطبیقی، همواره به دنبال یافتن کارکرد ترجمه و ادبیات ملل و ارتباط بین این دو بوده ام. سال گذشته نیز در کارگاهی که به همت پژوهشگاه علوم انسانی بمدت دو روز در تهران تحت عنوان «ادبیات تطبیقی: چالشها و رویکردها» برگزار شد شرکت کردم. چند تن از اساتید ادبیات تطبیقی سخنران این کارگاه بودند. از جمله جناب آقای دکتر بهمن نامور مطلق و سرکار خانم المیرا دادور. اما متاسفانه هیچ جا هیچیک از عزیزان -حتی بصورت گذرا- اشاره ای به ارتباط ترجمه و ادبیات تطبیقی نکردند. همانطور که اشاره کردید ترجمه چنان مهم است که می تواند دیدگاه نادرستی از یک نویسنده و اثر به خواننده بدهد و نیز ترجمه های خوب اند که می توانند پژوهشهای ادبیات تطبیقی را ممکن سازند. پس در این بین مسائل ترجمه از جمله آموزش، نقد، معرفی و بررسی ترجمه های خوب و... تا چه اندازه می توانند به پژوهشهای ادبیات جهان و حتی متون التقاطی یاری رسانند. امید که کارهای بیشتری با توجه به تغییر نقش حیاتی ترجمه در حوزه ادبیات تطبیقی صورت بگیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *