شرط چهارم مترجمی

می‌گویند، و درست هم می‌گویند، مترجمی سه شرط دارد: آشنایی با زبان مبدأ، آشنایی با زبان مقصد و آشنایی با موضوع کتابی که قرار است ترجمه شود. آنچه نمی‌گویند این است که مترجمی یک شرط چهارمی هم دارد که از سه شرط دیگر، اگر مهم‌تر نباشد، کم‌اهمیت‌تر نیست زیرا به آن سه شرط جهت و هدف می‌دهد. آن شرط چهارم داشتن یک مبنای نظری معین برای همۀ تصمیم‌هایی است که مترجم از ابتدا تا انتها و در دو سطح خُرد و کلان می‌گیرد به‌نحوی‌که اجزای مختلف ترجمه‌ای که براساس چنین مبنایی نوشته می‌شود با یکدیگر در تضاد نیستند و بین آنها انسجامی قابل‌دفاع وجود دارد. منتقدین ترجمه در گذشته ترجمه‌ها را معمولاً با معیارهایی مثل زیبایی، روانی، وفاداری و دقت می‌سنجیدند. معیار «انسجام» معیار جدیدی است که از دل مطالعات ترجمه در عصر جدید بیرون آمده و مبتنی است بر یک بنیان نظری به‌نحوی‌که با استدلال می‌توان نشان داد که انتخاب‌های مترجم در دو سطح خُرد و کلان انسجام دارند یا خیر. هدف من در این مقاله این است که، فهرست‌وار، نشان بدهم این بنیان نظری چه دانشی را در برمی‌گیرد.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.