طنز ترجمه/ نقل مکان

از بس تند‌تند خانه عوض می‌کنیم، «انتقال به خانۀ جدید» دیگر شغل ما شده. انتقال هم که بدون ریخت و ریز نیست. در هر انتقال، یا چیزهایی جا می‌گذاریم یا چیزهایی با خود می‌آوریم که جایی برای آنها نداریم و به‌ناچار دور می‌ریزیم. یک‌بار رفتیم خانۀ جدید دیدیم آفتابه را نیاورده‌ایم. ای ددم وای! چه چیزی را جا گذاشته‌ایم! خانۀ جدید شیلنگ داشت ولی کسی از ما به شیلنگ عادت نداشت. پدرم می‌گفت بدون آفتابه به دلش نمی‌چسبد. وانگهی خیال می‌کرد شیلنگ به تمیزی آفتابه نمی‌شوید. این بود که کسی را فرستاد آفتابه را بیاورد. رفت و آمد و گفت آفتابه را برده‌اند.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.