ترجمه‌های خان بختیاری

  • به قلم عبدالله کوثری
  • منتشر شده در ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ |
  • دسته بندی موضوعی: تاریخ ترجمه

کتاب را که در ویترین کتابفروشی دیدم اول ملتفت مطلب نشدم. نفهمیدم هانری سوم چه ربطی به سردار اسعد بختیاری دارد و باز، سردار اسعد بختیاری، فاتح تهران، چه ربطی به این آقا که کت فرنگی با فکل کراوات پوشیده و از این مهم‌تر، کلاه بر سر ندارد. من آنقدر کتاب‌های مربوط به جنبش مشروطه را خوانده‌ام که امروز حتی عکس‌های آن دوران را هم از بر هستم. یعنی اگر عکسی از فعالان آن جنبش از سردار تا سرباز و از معمم تا مکلا را بیاورید به احتمال هشتاد درصد او را خواهم شناخت. اما مگر سردار اسعد بختیاری بی‌کلاه، آن هم کلاه بختیاری، می‌شود؟ عارف قزوینی در همان ایام گفته:

آوخ، کلاه نیست وطن تا که از سرم                 برداشتند، فکر کلاه دگر کنم

مرد آن بود که این کله‌ش بر سر است ومن        نامردم ار که بی‌کله آنی به سرکنم

حتی اگر عارف هم نمی‌گفت می‌دانستم، یعنی همه‌مان می‌دانیم، که تا اواخر دوران رضاشاه یعنی حوالی دهه ۱۳۲۰ شمسی، مرد ایرانی بی‌کلاه در جمع ظاهر نمی‌شد.

باری، کنجکاوی گریبانم را رها نکرد. رفتم تو و از فروشنده کتاب را طلب کردم. تازه بعد از خواندن کلمات روی جلد بود که فهمیدم بله، این هانری سوم عنوان کتابی است نوشته آلکساندر دوما (پدر) که سردار اسعد بختیاری ترجمه‌اش کرده و این فقط یکی از کتاب‌هایی است که با عنوان مجموعه ترجمه‌های سردار اسعد بختیاری منتشر می‌شود. کتاب دیگری هم از این مجموعه درآمده بود با عنوان تاریخ حمیدی که گرچه از عنوانش چیزی دستگیرم نشد آن را هم خریدم.


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *