طنز

نقل است که با جمعی از مریدان به راهی می‌رفت. کله‌ای یافت. بر وی نبشته صم بکم عمی فهم لایرجعون. گفت این کله مترجمی است که نه زبان دارد که سخن نویسنده را بازگوید، نه گوش دارد که ناله خواننده را بشنود، نه چشم دارد که بر جای خود نشیند و نه عقل دارد که ترک ترجمه کند و این آیت در شأن اوست.


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *