تعادل زیباشناختی در ترجمه متون ادبی

مفهوم تعادل (equivalence) یکی از مفاهیم بنیادی در مطالعات ترجمه است ولی در مورد ماهیت، تعریف و کاربرد آن اختلاف نظر وجود دارد. در این مقاله نویسنده ضمن پذیرش مفهوم تعادل و مفید دانستن آن در عرصه نظریه و عمل ترجمه، و نیز قایل شدن به انواع تعادل و لزوم درجه­ بندی انواع تعادل با توجه به نوع متن و هدف ترجمه، براساس نظریه زیباشناسی دریافت ولفانگ آیزر مفهوم «تعادل زیباشناختی» را تعریف می­ کند. تعادل زیباشناختی نوعی تعادل میان متن ترجمه ­شده و متن اصلی است که براساس آن دو متن از درجه تفسیرپذیری یا صراحت معنایی یکسانی برخوردارند. به اعتقاد نویسنده، این نوع تعادل در ترجمه برخی جملات در متون ادبی موضوعیت و کاربرد دارد و فقدان این نوع تعادل میان جملاتی از متن اصلی و ترجمه آنها به واکنش های دریافتی متفاوت خوانندگان یا تاثیرات زیباشناختی متفاوت دو متن مبدا و مقصد منجر می­ شود.


۲ دیدگاه

  • علیرضا خان جان : آقای دکتر، سلام. مسألۀ بسیار مهمی را مطرح فرموده اید. همان طوری که در تحلیل آن مثالهای واقعی نشان داده اید، در کمال تأسف، بسیاری از مترجمان ادبی قادر نیستند بیان استعاری، تکثیر هدفمند معنا، ابهامات عامدانۀ کاربردشناختی و سایر ابزارهای زیبایی¬شناختی را در نظام مقصد بازآفرینی کنند یا حتی ممکن است برخی گمان ببرند که «لازم است» یا «رسالت آنها این است» که از آن ابهامات و پیچیدگی های معنایی و منظورشناختی تا آنجایی که می توانند، رفع ابهام نمایند تا به زعم خودشان به درک خواننده یا ارتباط او با متن یاری برسانند و حال آنکه با این کار عملاً آن وجوه زیبایی شناختی خنثی می شود و «زبان ادبیات» به «زبان متعارف» تقلیل می یابد. تا آن جایی که من دستگیرم شد، لُبّ کلام شما در این مقاله آن است که «اگر ابهام، ایهام، یا پیچیدگی مناسبات معنایی بصورت عامدانه و با هدف تأخیر و تأمّل در درک خواننده، ایجاد شده باشد» و «نقش (و حظِّ) زیبایی شناختی برخاسته از خروج هدفمند از هنجارهای غالب در زبان متعارف و خودکار باشد»، در آن صورت، نیل به استاندارد تعادل صرفاً از طریق بازسازی آن فضای ابهام و ایهام و پیچیدگی در متن مقصد امکان¬پذیر خواهد بود. این موضوع البته بصورت تلویحی در کار دیگران هم بهش اشاره شده ولی بطور مشخص من یادم نمی یاد کسی در این خصوص تصریح کرده باشه. تنها نقطه ای که به نظرم می رسه اینه که زیبایی شناسی صرفاً در سطح «معنا» تحقق پیدا نمی کنه بلکه «صورت» هم در ایجاد نقش زیبایی شناختی عموماً دخیل می شه. بنابراین، می شود تعادل زیبایی شناختی رو در سطح «صورت» هم تبیین کرد و مورد بحث قرار داد.
  • علی خزاعی فر : علی خزاعی فر: دکتر خان جان عزیز: با تشکر از یادداشت ارسالی، چنان که ملاحظه می کنید در این مقاله واژه زیباشناسی در معنی خاص مورد نظر آیزر تعریف شده و آن ناظر بر معنی است و نه فرم. البته این واژه را قبلا دیگران هم بکار برده اند ولی عمدتا در اطلاق به ویژگیهای صوری. در این مقاله حتی تاکید کرده ام که برابری صوری دو عبارت لزوما به معنی برابری آن دو از حیث زیبشناختی نیست و گفته ام که ترجمه تحت اللفظی لزوما به تعادل زیباشناختی نمی انجامد. عدم تعین معنی و شکافهای معنایی عمدتا امری معنایی است. با تشکر مجدد از توجه تان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *