ترجمه ای متفاوت از دن کیشوت

  • به قلم جان راترفورد / آزاده اسلامی
  • منتشر شده در ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ |
  • دسته بندی موضوعی: معرفی ترجمه

حدود بیست سال پیش، یک روز دخترم رزا به من گفت که رمان دن کیشوت را در برنامه درسی ترم آینده اش گنجانده اند. متعجب بود که رمانی به این کهنگی چطور هنوز مورد توجه است. می گفت: «خیلی کتاب خسته کننده ای است. زورم می آید از اول تا آخر بخوانمش چه رسد به اینکه بخواهم مقاله ای هم در موردش بنویسم.». خیلی تعجب کردم. دن کیشوتی که من می شناسم اثری بسیار جذاب و خواندنیست. طنزش شاهکار است. تنها بخش خسته کننده آن قسمت اول داستان است که در آن شخصیت ها برای هم حکایت تعریف می کنند. پس از شنیدن حرفهای دخترم برایم مسجل شد که دن کیشوتی که من می شناسم با دن کیشوتی که او خوانده یکی نیست. او ترجمه انتشارات پنگوئن را خوانده بود. چند فصلی از آن ترجمه را خواندم نزدیک بود از تعجب شاخ دربیاورم. دیدم کاملا حق با اوست. دن کیشوت پنگوئن کتابی است بسیار ملال آور زیرا تمام طنز آن از بین رفته و تبدیل شده به اثری خشک و بی روح به زبانی آرکائیک. تردیدی نبود که کتاب باید دوباره ترجمه شود. چند سال بعد وقتی که پاول کیگان که بعدها مدیر بخش آثار کلاسیک انتشارات پنگوئن شد، گفت که به این نتیجه رسیده که دن کیشوت باید دوباره ترجمه شود، بلافاصله آمادگی خود را اعلام کردم. چه افتخاری بالاتر از این برای یک اسپانیایی! نوشتن ترجمه ای درخور برای کتابی کلاسیک، یکی از مفیدترین کارهای تحقیقاتی که می شود به یک زبان شناس واگذار کرد. چقدر خوب می شد اگر افرادی که پژوهش های دانشگاهی را ارزیابی و برآورد می کنند به ارزش چنین پژوهش هایی پی ببرند.


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *