ترجمه چیست (۳): دریدا

هرگاه سخن از نادرست بودن تقابل‌های دوگانه، عدم قطعیت معنا، برساخته‌بودن دانش، و بازی بی‌پایان دال‌ها می‌شود، بی‌درنگ اولین نامی که به ذهن می‌آید نام ژاک دریداست. از میان اندیشمندان نیمه دوم قرن بیستم کمتر کسی به ‌اندازه دریدا توانسته است چنین عمیق و بنیادی درک ما از ماهیت نوشتن و ادبیات را تغییر دهد. او قدیس ضد-بنیادگرایی و ضد-ذات گرایی پساساختارگرایان است. در این مقاله به اختصار نظریه ساختارشکنی دریدا و نیز دیدگاه او درباره ترجمه را معرفی می کنیم.


۲ دیدگاه

  • سمانه فرهادی : خانم ملکشاهی عزیز مقاله مفید و جالبی بود. خوش بحال ملتی که در آن ترجمه های دوباره و دوباره صورت بگیرد.
  • مرضیه ملکشاهی : ممنونم خانم فرهادی عزیز.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *